تبليغاتX
:: دلنامه ::

:: دلنامه ::

اندکی صبر، سحر نزدیک است

شش غلط احمدی‌نژاد در یک پاراگراف!

آفتاب- میلاد اکبری: محمود احمدی‌نژاد کاندیدای ریاست جمهوری انتخابات دهم در سخنرانی که در سمنان محل تولدش صورت داد، گفت: «زمانی که در سعدآباد، آن توافقنامه یک جانبه تحمیلی و نمی‌خواهم بگویم، ولی ننگین را تنظیم کردند با خود گفتند کار ملت ایران تمام شد. آنها گفتند باید تمام فعالیت‌ها تعلیق و در آزمایشگاه‌ها بسته شود و رشته‌های دانشگاهی که مربوط به انرژی هسته‌ای هستند در دانشگاه تعطیل شود. آنها با امضای این توافقنامه جشن و پایکوبی کردند و در آن زمان نخست وزیر معزول وقت انگلیس مصاحبه کرد و گفت ما میوه عراق را در سعدآباد چیدم». [+]

در این پاراگراف احمدی‌نژاد شش اشتباه فاحش را صورت داده که خدا کند عمدی نباشد. در غیر اینصورت یا ایشان دروغ گفته‌اند که در این حالت از شرایط کاندیداتوری ساقط می‌شوند و یا غلط به عرض ایشان رسانیده‌اند که در این صورت نیز مدیریت ایشان زیر علامت سوال قرار می‌گیرد.

این شش اشتباه و یا خدای ناکرده دروغ عبارتند از: 

1- آنچه در سعدآباد اتفاق افتاد توافقنامه نبود بلکه یک بیانیه بود. شاید ایشان (احمدی‌نژاد) تفاوت بین توافقنامه و بیانیه را به خوبی نمی‌دانند و بهتر است دوستان وزارت خارجه‌ای ایشان این تفاوت‌ها را به ایشان تبیین کنند. 

2- در سعدآباد هیچ توافقی مبنی بر تعلیق صورت نگرفت. در سعدآباد جمهوری اسلامی ایران پذیرفت که داوطلبانه می‌تواند تعلیق محدود را برای مدتی که خود می‌خواهد برای اعتمادسازی انجام دهد. در این مذاکرات ایران داوطلبانه بودن تعلیق را به آنها تحمیل نمود در حالی که قطعنامه آژانس آن را الزامی کرده بود.
 
ای‌کاش احمدی‌نژاد به اسناد این مذاکرات رجوع می‌کرد و سپس لب به سخن می‌گشود. 

3- مذاکره حول محور تعلیق موقت، صرفا روی محور نطنز بود و اینکه ایشان فرموده‌اند تمام فعالیت‌های آزمایشگاهی بسته شود جای تعجب است چون بعد از سعدآباد فعالیت اصفهان و (U.C.F) ادامه یافت و قطعه‌سازی و مونتاژ نیز ادامه پیدا کرد. 

4- در مذاکرات هیچ بحثی از آزمایشگاه‌ها نبوده و اینکه گفته‌اند آزمایشگاه‌ها بسته شد، کاملا خلاف واقع و نادرست است. 

5- اینکه آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند «رشته‌های دانشگاهی مربوط به انرژی هسته‌ای در این مذاکرات توافق شده بود که تعطیل شوند» نیز کذب محض است. در این مذاکرات هیچ کجا بحث در خصوص موارد دانشگاهی صورت نگرفت و همه دانشگاه‌ها و ملت ایران شاهد است که هیچ رشته دانشگاهی تعطیل نشد بلکه موضوع محدودیت تحصیلی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور فقط در قطعنامه‌های شورای امنیت و آن هم در دوران خود آقای احمدی‌نژاد صورت گرفته که طی این قطعنامه‌ها دانشجویان ایرانی را محروم از تحصیل در رشته‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای کرده‌اند. 

باز ای‌کاش آقای احمدی‌نژاد به قطعنامه‌های صادر شده در دوران خود نیم نگاهی می‌کردند که خدای ناکرده دروغی از زبان ایشان ولو به طور سهوی جاری نشود. 

6- بحث بیانات نخست‌وزیر معزول وقت انگلیس هم تا جایی که بنده در کلیه اسناد و اینترنت جستجو کردم هیچ مطلبی را نه آن زمان و نه از آن زمان تاکنون ندیده و نشنیده‌ام. به جا است که آقای احمدی‌نژاد از مشاوران اطلاعاتی و مطبوعاتی خود بخواهند تا یکبار دیگر کلیه اخبار تلکس‌ها و حتی میل‌های خودشان را نظاره کنند تا اگر سندی در خصوص این گفته‌ها یافته‌اند ما را نیز مطلع نموده؛ چرا که توهین به ملت را به زبان دشمن گذاشتن کار شایسته‌ای نیست. 

به هر حال بد نیست آقای احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های تبلیغاتی خود به گونه‌ای بیان برانند که در صورت نیاوردن رأی مجبور به پاسخگویی به این سخنان خدای نکرده دروغ نگردند. 

در تمام این مذاکرات که مقام معظم رهبری در جریان ریز آن بوده‌اند این موارد گفته شده یافت نمی‌شود و اگر این چنین می‌بود هیچگاه معظم له تن به این به تعبیر آقای احمدی‌نژاد «توافقنامه (مذاکرات) ننگین» را نمی‌دادند. 

مقام معظم رهبری چند هفته بعد از مذاکرات سعدآباد در ملاقات کارگزاران نظام با ایشان، از روند فعالیت هسته‌ای دفاع فرمودند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 23:0  توسط فائزه  | 

همه ی دنیای من همین جا بود...

 

چند روزی است که تنها به تو می اندیشم

از خودم غافلم اما به تو می اندیشم

همه وجودم سرشار از نیاز بود. چشمانم با تمام وجود فریاد می زد و تو را می خواند. بودن در آنجا را قبلا تجربه کرده بودم ولی اولین بار بود که حس می کردم. منتظر بودم دری باز شود...

چهره ام آرام و درونم غوغا بود. انگار همه خواسته هایم را اجابت شده می دیدم. صدایی بی وقفه در وجودم می پیچید. همه روزهایی که سراسیمه گذشتند و مرا به این نقطه رساندند جلوی چشمانم بود. ثانیه هایی که به پایان مانده بود دیوانه ام می کرد. همه هستی من در این نقطه معنا می شد. همه دنیای من همین جا بود...

فقط می خواهم آن لحظه ها تکرار شوند. می خواهم در دنیای زیبای خودم آرام بگیرم!

محبوب من! هستی ام را به من برگردان! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 23:59  توسط فائزه 

در نوروز بی تو از شکفتن خبری نیست...

و منتظر شکفتن شکوفه‌ی بهار عالمیان هستیم

نوروزتان پیروز

زمزمه می‌کنیم...

یا مقلب القلوب والابصار؛
زنگار قلبم را بزدا و نور رحمت و هدایتت را ارزانیم بدار.

یا مدبر اللیل و النهار؛
شب روز زندگیم را در مسیر حق و حقیقت و عدل و انصاف قرار بده.

یا محول الحول و الاحوال؛
دگرگونم کن، که بدی‌هایم را به خوبی تبدیل کنم و اگر خوبی‌هایی دارم، افزون شود.

حول حالنا الی احسن الحال؛
و این سال جدید را به ز سال قبل و این روز و این لحظه‌ام را، بهتر از روز و لحظه‌ای که می‌گذرد قرار ده.

(بچه های قلم)

+ نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 2:22  توسط فائزه  | 

خواب ديدم که خيال تو به مهمان آمد

 

رحمتي کن تو بر آن مرغ که در دام افتاد

که ندارد چو تو شاهنشه بي‌چون دگر

 

 


خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد

خواب ديدم که خيال تو به مهمان آمد

گوئي از نقد شبابم به شب قدر و برات

گنجي از نو به سراغ دل ويران آمد

ماه درويش‌نواز از پس قرني بازم

مردمي کرد و بر اين روزن زندان آمد

دل همه کوکبه‌سازي و شب‌افروزي شد

تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد

وعده‌ي وصل ابد دادي و دندان به جگر

پا فشردم همه تا عمر به پايان آمد

ايرجا ياد تو شادان که از اين بيت تو هم

چه بسا درد که نزديک به درمان آمد

ياد ايام جواني جگرم خون ميکرد

خوب شد پير شدم کم‌کم و نسيان آمد

شهريارا دل عشاق به يک سلسله‌اند

عشق از اين سلسله خود سلسله جنبان آمد

شهریار

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 0:40  توسط فائزه 

سخنی با دوست

معبودا!

تو خوب میدانی که از وجودم همانقدر هست که با عشق تو هست. تو آن کریمی که کریمان به عشق تو سوختند. گفتی صدایت کنم تا جوابم دهی، می دانم:

آواز خدا همیشه در گوش دل است                 کو دل که دهد گوش به آواز خدا

اما چه کنم که بسته پایم.

به حق عاشقانت که عاشقانه جان نثارت کردند یاری ام ده که با تو باشم چرا که:

حتی خیال بی تو شدن می کشد مرا             کارم به روزگار جدایی نمی رسد...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 11:36  توسط فائزه